تبليغاتX
نوشته های یک آشنا

نوشته های یک آشنا

شب سوم؛
شب از نيمه گذشته بود و پيرمرد مثل هر شب، آمدنش را انتظار مي‌كشيد. صداي در را كه شنيد، با عجله رفت تا در را باز كند. با خودش گفت: اين دفعه ديگر حتما مي‌بينمش. در را باز كرد ولي باز هم مرد ناشناس رفته بود. پيرمرد هم به رسم هر شب، نان و خرما را از پشت در برداشت و داخل آورد. دستان لرزانش را به سمت آسمان برد، مرد ناشناس را دعا كرد و علي را نفرين.

شب بيستم؛
چيزي به سحر نمانده ولي هنوز مرد ناشناس نيامده است. پيرمرد نگران شد. « چرا دير كره است؟  يعني امشب نمي‌آيد؟! نه، او حتما خواهد آمد. » در همين فكرها بود كه صداي در، او را به خود آورد. برخاست و قدم هايش را بلند برداشت، تا زودتر به در برسد. در را كه باز كرد، چشمش افتاد به چهره مبارك آقا امام حسن مجتبي (عليه السلام). پيرمرد، ابروهايش را در هم كشيد. صداي خش‌دارش را قرص كرد و گفت: اين وقت شب چه مي‌خواهي؟ حضرت (عليه السلام) با خوشرويي سلام كردند و سبد نان و خرمايي كه در دست داشتند، به پيرمرد دادند. پير مرد به مِن و مِن افتاد. مانده بود چه بگويد كه حضرت فرمودند: مرد ناشناسي كه هر شب برايتان غذا مي‌آورد، امشب بيمار است. دعايش كنيد. پيرمرد كه از رفتار امام حسن (عليه السلام) خيس عرق شده بود، نگاه ملتمسانه‌اش را به چهره حضرت انداخت و از ايشان خواهش كرد كه مرد ناشناس را به او معرفي كنند. حضرت فرمودند: او پدرم علي ابن ابي طالب است. امام حسن (عليه السلام) اين جمله را گفتند و رفتند. و پير مرد، هم‌چنان با نگاه بهت‌زده‌اش حضرت را بدرقه مي‌كرد. او امشب جور ديگر دعا كرد.

 

+ نوشته شده در شنبه 30 شهریور1387 5 بعد از ظهر توسط گلناز صالحی |


 

 

امام على عليه السلام فرمود:

صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن.

روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است.

غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80

«اللهم فلك الحمد اقرارا بالاسائة و اعترافا بالاضاعة و لك من قلوبنا عقد الندم و من السنتنا صدق الاعتذار».

پروردگارا! تو را در حالى ستايش مى‏كنم كه به بد رفتارى خود اقرار و به ضايع نمودن نعمت احكام تو و عمر خويش اعتراف داريم. و براى توست از طرف دل‏هاى ما پيمان پشيمانى و از ناحيه زبان پوزش طلبى صادقانه.

و هر پاداشى كه به افراد شايسته و واجد شرايط اين ماه مرحمت مى‏كنى، به ما نيز لطف فرما، زيرا فضل تو تمام‏شدنى نيست، بلكه همواره جوشان است.

و ثواب همه كسانى كه تا قيامت در آن ماه روز مى‏گيرند يا عبادت مى‏كنند براى ما ثبت فرما... آمين.

 

+ نوشته شده در جمعه 22 شهریور1387 2 بعد از ظهر توسط گلناز صالحی |


 

 

ماه رمضان است،بیایید عبادت بکنیم

فکر آسایش فردای قیامت بکنیم

گرچه نیکو نبود بخل و حسادت هرگز

ما به زهاد فنا گشته حسادت بکنیم

تا بیاریم به کف گوی سعادت، شب و روز

با حریفان سحر خیز رقابت بکنیم

رخ بساییم به خاک در کاشانه ی دوست

تا که فردا بتوانیم سیادت بکنیم

هرچه کردیم بدی در نظر آریم و دمی

پیش وجدان خود احساس ندامت بکنیم

حیف عمر است که بیهوده به غفلت گذرد

وقت پر ارج چرا صرف بطالت بکنیم؟

 

+ نوشته شده در سه شنبه 12 شهریور1387 11 بعد از ظهر توسط گلناز صالحی |


X


Home
Email
Night Skin

Archives

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386



Links

ریاست جمهوری
دست نوشته های آقای احمدی نژاد
عبدالمحمد شعرانی
يادداشت هاي يك دانشجوي مهندسي برق
عكس ها و نوشته هاي احسان
يادداشت هاي يك خبر نگار
يادداشت هاي من
دلاوري
رايحه ظهور
خبر گزاري مهر
فروغ عمر
استاد شهریار
هیچ ملالی نیست جز دوری سارا!!
مطالب جالب و آموزنده
برترین کدهای جاوا
کتابهای عامه پسند
علمی
میعادگاه
زیباترین عکس ها
زهرا
قهوه تلخ
سر گیجه ها
فقط یک روز
طلبه از نسل سوم
نیلو جون
طراحی وب سایت
پرشین گیگ
تبسم تلخ من
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها: