<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>نوشته های یک آشنا</title>
<link>http://gsalehi.blogfa.com/</link>
<description>به نام آرام دلها</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 06 Dec 2008 09:27:41 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بدون شرح</title>
<link>http://gsalehi.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مواظب افکارت باش چرا که افکارت، گفتارت را می سازد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مواظب گفتارت باش چرا که گفتارت، اعمالت را می سازد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مواظب اعمالت باش چرا که اعمالت، عادت هایت را می سازد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مواظب عادت هایت باش چرا که عادت هایت، شخصیت تو را می سازد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;مواظب شخصیتت باش چرا که شخصیت تو، سرنوشت تو را می سازد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Dec 2008 09:27:41 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gsalehi&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>gsalehi</dc:creator>
<guid>http://gsalehi.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیماری شناسی در وبلاگستان پارسی.</title>
<link>http://gsalehi.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یکی از بیماری­های رایج وبلاگستان «اعلام روز تولد» است.در این بیماری، بیمار(وبلاگ­نویس) در تمام طول سال از ذوق رسیدن روز تولدش و اعلام آن در وبلاگ، در حالت ثانیه­شماری به سر می­برد.از یک ماه پیش از فرارسیدن تولدش شمایی کلی از متنی را که می­خواهد روز تولدش توی وبلاگ قراردهد، طراحی می­کند.سه روز پیش از تولدش در حالی که دستانش می­لرزند شروع به نوشتن متن مذکور می­کند. اما حواسش هم هست که متن نه تنها نباید هیچ نشانی از رضایت او نسبت به زندگی(در شمول زندگی، وبلاگ­نویسی و اعلام روز تولد در وبلاگ را هم حساب کنید)دیده شود، بلکه باید عمق نفرت و انزجار خود را از زندگی­ی پوچ و بیهوده و تهی­اش اعلام کند.و با این افسوس که «سالی دیگر نیز بگذشت» ابراز امیدواری کند که یک سری تحولات صدوهشتاد درجه­ای در زندگی­اش رخ دهد.بیمار در روز موعود، در حالی که رو به ذوق­مرگ شدن است، وبلاگش را با آن متن آپ­دیت می­کند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بعد از آپ­دیت کردن وبلاگ با متن مذکور بیمار با سیلی از کامنت­های تبریک و ماچ و بوسه و صدوبیست­سالگی مواجه می­شود.این کامنت­ها ذوق­مرگی و مورمور بدن بیمار را افزایش می­دهد و باعث انبساط خاطر او می­شود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یک هفته بعد از پست اعلام تولد هم نوبت پستی با مضامین تشکر از تبریکات دوستان و این جور چیزهاست.بعدش هم انتظار بیمار تا سال دیگر و روز تولدش...&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;هنوز نفهمیده­ام ریشه­ی این بیماری چیست.آیا ما دچار کم­بود محبت هستیم و دوست داریم مورد توجه قراربگیریم؟یا برعکس.چون خیال می­کنیم خیلی آدم مهمی هستیم بر این تصوریم که باید اعلام روزتولد ما برای خوانندگان­مان جذاب باشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا به این دلیل که روز تولد یکی از اتفاقات مهم در زندگی­ی ماست، خیال می­کنیم باید تمام اتفاقات زندگی­مان را به استحضار بازدیدکنندگان وبلاگ برسانیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;پیوست1&lt;/STRONG&gt;:از چندین ماه پیش می خواستم یه چیزی درمورد تولدمون(الناز ومن) بنویسم اما چیزی که من خوشم بیاید پیدا نمی کردم. یه روز اتفاقی به وبلاگ &lt;A href=&quot;http://www.16.blogfa.com/&quot; target=_blank&gt;کوچه بی دار و درخت&lt;/A&gt;  بر خوردم که این مطالب رو نوشته بود. بنابراین تصمیم گرفتم  پستم را به این موضوع اختصاص بدم. وحالا منظور من از این متن وبلاگر خاصی نیست وخیلی اتفاقی میباشد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Nov 2008 13:17:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gsalehi&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>gsalehi</dc:creator>
<guid>http://gsalehi.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک تحقیق جالب</title>
<link>http://gsalehi.blogfa.com/post-63.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چناچنه به طور رومزره به زبان فارسی صبحت کی کیند، با کمی تلاش خاوهید نواسنت این نوتشه را بخاونید.در داشنگاه کبمریج انگلتسان تقحیقی روی روش خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص می کند که مغز انسان تهنا حروف اتبدا و اتنهای کلمات را پدرازش کرده و کمله را می خاوند. به هیمن دلیل است که با وجود به هم ریتخگی این نوتشه شما تواسنتید آن را بخاونید &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; بر گرفته از&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://http://omidvary4us.blogfa.com/&quot; target=_Self&gt;چند کیلو امیدواری&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 16 Nov 2008 09:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gsalehi&amp;postid=63</comments>
<dc:creator>gsalehi</dc:creator>
<guid>http://gsalehi.blogfa.com/post-63.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آغاز کسی باش که پایان تو باشد</title>
<link>http://gsalehi.blogfa.com/post-62.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;انسان به آن چیزی تبدیل می شود که به آن عشق می ورزد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر سنگی را دوست داشته باشد , سنگ می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر هدفی را دوست داشته باشد , آن هدف می شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر به فردی عشق ورزد , آن فرد می شود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اگر به خدا عشق ورزد , خدایی می شود ,&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;یه اصطلاح قدیمی هست که میگه خواب خواب میاره و پول پول&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جسمی که به جستجوی ارضای افراطی امیال و غرایز است , گور روح می شود.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 26 Oct 2008 11:23:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gsalehi&amp;postid=62</comments>
<dc:creator>gsalehi</dc:creator>
<guid>http://gsalehi.blogfa.com/post-62.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عید رمضان</title>
<link>http://gsalehi.blogfa.com/post-59.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 323px; HEIGHT: 225px&quot; height=177 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://farm4.static.flickr.com/3277/2804791433_1711d58054.jpg?v=0&quot; width=292 align=middle border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دوستان عید همگی مبارک!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 01 Oct 2008 14:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gsalehi&amp;postid=59</comments>
<dc:creator>gsalehi</dc:creator>
<guid>http://gsalehi.blogfa.com/post-59.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>وداع</title>
<link>http://gsalehi.blogfa.com/post-58.aspx</link>
<description>&lt;BR&gt;رمضان هم تموم شد!&lt;BR&gt;یه ماه دیگم از عمرمون گذشت اما چه جوری ... &lt;BR&gt;چه قدر تو این ماه چیز گیرمون اومد ...&lt;BR&gt;چه قدر تو این ماه نصیب خودمون کردیم ...&lt;BR&gt;چه قدر توفیقات کسب کردیم ...&lt;BR&gt;بالاخره تونستیم از خواب غفلت بیدار شیم یا ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;السّلَامُ عَلَيْكَ غَيْرَ مُوَدّعٍ بَرَماً وَ لَا مَتْرُوكٍ صِيَامُهُ سَأَماً.&lt;BR&gt;السّلَامُ عَلَيْكَ مِنْ مَطْلُوبٍ قَبْلَ وَقْتِهِ، وَ مَحْزُونٍ عَلَيْهِ قَبْلَ فَوْتِهِ.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;سلام بر تو، كه وداع با تو از روى خستگى، و ترك روزه‏ات از سر ملالت نيست. &lt;BR&gt;سلام بر تو، كه پيش از آمدن در آرزوى تو بوديم، و پيش از رفتن از انديشه فراقت محزونيم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Sep 2008 13:44:42 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gsalehi&amp;postid=58</comments>
<dc:creator>gsalehi</dc:creator>
<guid>http://gsalehi.blogfa.com/post-58.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>قدر</title>
<link>http://gsalehi.blogfa.com/post-57.aspx</link>
<description>&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 319px; HEIGHT: 224px&quot; height=212 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://farm4.static.flickr.com/3136/2804791439_3250b3dc76.jpg?v=0&quot; width=288 align=baseline border=0&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;شب سوم؛&lt;BR&gt;شب از نيمه گذشته بود و پيرمرد مثل هر شب، آمدنش را انتظار مي‌كشيد. صداي در را كه شنيد، با عجله رفت تا در را باز كند. با خودش گفت: اين دفعه ديگر حتما مي‌بينمش. در را باز كرد ولي باز هم مرد ناشناس رفته بود. پيرمرد هم به رسم هر شب&lt;SPAN lang=en-us&gt;، &lt;/SPAN&gt;نان و خرما&lt;SPAN lang=en-us&gt; &lt;/SPAN&gt;را از پشت در برداشت و داخل آورد. دستان لرزانش را به سمت آسمان برد، مرد ناشناس را دعا كرد و علي را نفرين. &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;شب بيستم؛&lt;/STRONG&gt;&lt;SPAN lang=en-us&gt;&lt;BR&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;STRONG&gt;چيزي به سحر نمانده ولي هنوز مرد ناشناس نيامده است. پيرمرد نگران شد. « چرا دير كره است؟  يعني امشب نمي‌آيد؟! نه، او حتما خواهد آمد. » در همين فكرها بود كه صداي در، او را به خود آورد. برخاست و قدم هايش را بلند برداشت، تا زودتر به در برسد. در را كه باز كرد، چشمش افتاد به چهره مبارك آقا امام حسن مجتبي &lt;FONT size=2&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 7pt&quot;&gt;(عليه السلام)&lt;/SPAN&gt;. پيرمرد، ابروهايش را در هم كشيد. صداي خش‌دارش را قرص كرد و گفت: اين وقت شب چه مي‌خواهي؟ حضرت &lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 7pt&quot;&gt;(عليه السلام)&lt;/SPAN&gt; با خوشرويي سلام كردند و سبد نان و خرمايي كه در دست داشتند، به پيرمرد دادند. پير مرد به مِن و مِن افتاد. مانده بود چه بگويد كه حضرت فرمودند: مرد ناشناسي كه هر شب برايتان غذا مي‌آورد، امشب بيمار است. دعايش كنيد. پيرمرد كه از رفتار امام حسن &lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 7pt&quot;&gt;(عليه السلام)&lt;/SPAN&gt; خيس عرق شده بود، نگاه ملتمسانه‌اش را به چهره حضرت انداخت و از ايشان خواهش كرد كه مرد ناشناس را به او معرفي كنند. حضرت فرمودند: او پدرم علي ابن ابي طالب است. امام حسن &lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 7pt&quot;&gt;(عليه السلام)&lt;/SPAN&gt; اين جمله را گفتند و رفتند. و پير مرد، هم‌چنان با نگاه بهت‌زده‌اش حضرت را بدرقه مي‌كرد. او امشب جور ديگر دعا كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P style=&quot;TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 20 Sep 2008 13:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gsalehi&amp;postid=57</comments>
<dc:creator>gsalehi</dc:creator>
<guid>http://gsalehi.blogfa.com/post-57.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ماه خدا</title>
<link>http://gsalehi.blogfa.com/post-56.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;امام على عليه السلام فرمود: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;صوم القلب خير من صيام اللسان و صوم اللسان خير من صيام البطن. &lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شكم است. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl style=&quot;DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;غرر الحكم، ج 1، ص 417، ح 80 &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;«اللهم فلك الحمد اقرارا بالاسائة و اعترافا بالاضاعة و لك من قلوبنا عقد الندم و من السنتنا صدق الاعتذار». &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;پروردگارا! تو را در حالى ستايش مى‏كنم كه به بد رفتارى خود اقرار و به ضايع نمودن نعمت احكام تو و عمر خويش اعتراف داريم. و براى توست از طرف دل‏هاى ما پيمان پشيمانى و از ناحيه زبان پوزش طلبى صادقانه. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;و هر پاداشى كه به افراد شايسته و واجد شرايط اين ماه مرحمت مى‏كنى، به ما نيز لطف فرما، زيرا فضل تو تمام‏شدنى نيست، بلكه همواره جوشان است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;و ثواب همه كسانى كه تا قيامت در آن ماه روز مى‏گيرند يا عبادت مى‏كنند براى ما ثبت فرما... آمين. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#cccccc&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 12 Sep 2008 10:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gsalehi&amp;postid=56</comments>
<dc:creator>gsalehi</dc:creator>
<guid>http://gsalehi.blogfa.com/post-56.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>رمضان</title>
<link>http://gsalehi.blogfa.com/post-53.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 297px; HEIGHT: 226px&quot; height=223 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://farm4.static.flickr.com/3071/2804791435_94f953afef.jpg?v=0&quot; width=167 align=baseline border=0&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ماه رمضان است،بیایید عبادت بکنیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;فکر آسایش فردای قیامت بکنیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;گرچه نیکو نبود بخل و حسادت هرگز &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;ما به زهاد فنا گشته حسادت بکنیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تا بیاریم به کف گوی سعادت، شب و روز&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;با حریفان سحر خیز رقابت بکنیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;رخ بساییم به خاک در کاشانه ی دوست&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;تا که فردا بتوانیم سیادت بکنیم&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;هرچه کردیم بدی در نظر آریم و دمی &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;پیش وجدان خود احساس ندامت بکنیم &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;حیف عمر است که بیهوده به غفلت گذرد &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;وقت پر ارج چرا صرف بطالت بکنیم؟&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 02 Sep 2008 19:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gsalehi&amp;postid=53</comments>
<dc:creator>gsalehi</dc:creator>
<guid>http://gsalehi.blogfa.com/post-53.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حرف‏هاى دل!</title>
<link>http://gsalehi.blogfa.com/post-52.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;بايد بمانى كه او بيايد و دردهاى كهنه تو و تمام عالم را درمان كند و تو چشم به راهش مى‏مانى با انتظارى توأم با اميد؛ مى‏گويند سوارى است از آفتاب، از روشنى، با ردايى سبز و شمشيرى از عدل؛ مى‏گويند قامت سبزى دارد و خالى برگونه؛ مى‏گويند از راه سپيده مى‏آيد با بارانى از نور؛ مى‏گويند كعبه ميزبان قدوم پاك او و تكيه‏گاه او خواهد شد، نمى‏دانم شايد روزى بيايد كه جز مشتى پر از اين پرنده در قفس نباشد. اما در انتظارش مى‏مانم تا روزى كه درِ باغ خدا را باز كند و عطر دل‏انگيز حضورش در سراسر عالم بپيچد و دنيا از نور جمالش روشن گردد. با جانى آماده قربانى شدن، چشم به راهش مى‏مانم تا بيايد و بى‏قرارى هايم با يك تبسم او آرام گيرند و نيم نگاهش آبى بر آتش درد فراق باشد. آن وقت با او بودن چه خوش است و يك قطره از جام وصال او نوشيدن چه خوش گوارتر از تمامى آب‏هاى عالم.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;اى عزيز! ببخش بر من اگر با جانى نه پاك و دلى نه روشن و اعمالى نه مقبول، مشتاق تواَم، اما باور كن كه در سر سودايى جز محبت تو نيست و خيالم از نقش و نگار تو پر است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;اى ناب‏ترين انديشه راهنماى من به سوى كمال!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;اى رهاننده من از بندهاى اسارت زمان!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;اى مدافع راستين تمامى حقوق من!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ffffff&gt;و اى فريادرس مظلومان بر خون نشسته!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 16:11:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=gsalehi&amp;postid=52</comments>
<dc:creator>gsalehi</dc:creator>
<guid>http://gsalehi.blogfa.com/post-52.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
